8 حداقل دفعات بازدید: |

این همه گیری باعث ناپایداری غیر منتظره در سراسر کشور شد زنجیره تامین فیزیکی، محدودیت در حرکت و کار پیامدهای عظیمی برای بسیاری از مشاغل فعال در سطح محلی و به ویژه جهانی داشت. اما این امر همچنین مارک ها و مصرف کنندگان را مجبور کرد تا به سرعت خود را با آنچه جهان اول دیجیتالی بود و همچنان ادامه دارد وفق دهند - این بدان معناست که داشتن یک زنجیره تامین دیجیتال قوی (در عین حال انعطاف پذیر) نیز بسیار مهم است. پیوندهای زنجیره تامین دیجیتال باید به منظور تولید دارایی های دیجیتالی م effectiveثر ، با ارزش و در حال توسعه مداوم برای تجارت ، از جمله زیرساخت های دیجیتالی ، محتوا ، اجتماع و داده های شخص اول باشد.

Iدر شرایط کنونی ، اتکا فقط به بازاریابان داخلی و تیم های تجاری یک رویکرد ناپایدار است ، به ویژه هنگامی که نیروی کار شرکت ها تحت تأثیر عفونت های Covid-19 ، جداسازی و مقررات فاصله گذاری قرار دارند. آ اخیر گزارش توسط مک کینزی اختلالات مداوم برای نیروی کار جهانی را در پی همه گیری پیش بینی می کند.

در عوض ، برندها می توانند با ایجاد تنوع در زنجیره تأمین دیجیتال ، ثبات و فرصت رشد را در منابع آنلاین خود ایجاد کنند و اطمینان حاصل کنند که ساختارهای آنها برای ایجاد و مدیریت حضور آنلاین و استراتژی های تولید تقاضا شامل طیف وسیعی از تاکتیک ها است.

درک ارزش زنجیره تامین دیجیتال

من به عنوان یک بازاریاب ، زمان زیادی را صرف تأمین و بررسی شرکای رسانه ای برای مارک های زیبایی کرده ام. به ویژه در خاورمیانه ، متوجه شدم که تنها تعداد کمی از شرکت ها مدل بازاریابی محتوا را قبل از همه گیری پذیرفته بودند و این منطقه هنوز در مقایسه با سایر بازارهای جهانی از نظر جذب کند است.

در اینجا هیچ شگفتی وجود ندارد ، اما کاربران رسانه های اجتماعی در MEA و آمریکای لاتین بیشترین زمان را صرف کنید در شبکه های اجتماعی در مقایسه با سایر جمعیت ها فقط از زمان همه گیری افزایش یافته است ، و با این حال تعاملات من با مارک های زیبایی به من نشان می دهد که اگرچه بازاریابی محتوا در منطقه زنده و پایدار است ، اما در مورد درک اهمیت ایجاد آن محتوا هنوز خلأ وجود دارد. ساختارهای داده ای که کار را انجام ندهید فقط به تعداد کمی از سازندگان تکیه کنید که بی نهایت خلاق هستند و دائما در دسترس هستند.

یک زنجیره تأمین دیجیتال خوب و مراقبت شده ، شرکتها را با جریان مداوم و قابل اطمینان از محتوای با کیفیت خوب و ابزارهایی برای ارتباط مستقیم با مصرف کنندگان (به عنوان مثال ، از طریق یک جامعه خصوصی مدیریت شده) و استقرار استراتژی بازاریابی دیجیتال م basedثر بر اساس داده هایی که با در نظر گرفتن آن نام تجاری خاص جمع آوری و سازماندهی می شوند.

برای انجام این کار ، مارک های بین المللی بیشتر شبیه شرکت های رسانه ای و کمتر شبیه خرده فروشان مستقیم فکر می کنند. با انجام این کار ، آنها خود را برای جلب توجه و جلب توجه مصرف کنندگان در چشم اندازی که در آن قرار دارند ، قرار می دهند توجه در حال تبدیل شدن به یک ارز برای خود است توسعه دهنده نرم افزار آمریکایی HubSpot در اوایل سال جاری اعلام کرد که داشته است به دست آورد The Hustle ، یک شرکت رسانه ای که برای الهام بخشیدن به کارآفرینان و مبتکران شناخته شده است. HubSpot به سابقه خود در ایجاد "محتوای قابل توجه" برای مشتریان خود اشاره کرد ، اما پیشنهاد کرد که با تعبیه یک شرکت رسانه ای در عملیات خود ، به تنهایی به حد خود رسیده است و نیاز به ارتقاء دارد. دارمش شاه ، بنیانگذار Hubspot توییت: "شرکت های رسانه ای مدرن یک شرکت نرم افزاری در داخل خود تعبیه کرده اند. شرکت های نرم افزاری نسل بعدی یک شرکت رسانه ای در داخل خود خواهند داشت. "

چرا مارک های خرده فروشی باید مانند شرکت های رسانه ای عمل کنند؟

در اینجا دو دلیل اساسی وجود دارد. اولاً ، محتوای رسانه ای با کیفیت بالا علاقه و تقاضا را برای محصولات ایجاد می کند - بنابراین برندهایی که صاحب رسانه های خود هستند یا از محتوای کافی در پلتفرم های خارجی برخوردارند تا بر مخاطبان گسترده تأثیر بگذارند ، دامنه زیادی برای هدایت روندها دارند. ثانیاً ، مارک هایی که به داده های مشتری ایجاد شده توسط مصرف و/یا واکنش به محتوای دیجیتالی خود دسترسی دارند ، می توانند از این داده ها برای جهت گیری استراتژی محصول خود استفاده کنند.

شرکت رسانه مد را انتخاب کنید حیوان وحشی، که پلت فرم تجارت الکترونیک را اداره می کند HBXبه Hypebeast با داشتن یک شرکت رسانه ای ابتدا می تواند مطالبی را در مورد محصولاتی که پیش بینی می کند محبوب هستند منتشر کند ، داده های تولید شده توسط آن محتوا را ضبط کرده ، آن اطلاعات را تجزیه و تحلیل کرده و سپس تصمیم بگیرد که در آن محصولات سرمایه گذاری کند یا نه. این یک خط پاک از محتوا تا خرده فروشی با محوریت مخاطبان است و این مدل به HBX کمک کرد تا یک محصول تولید کند درآمد تخمینی 40 میلیون دلار در سال 2020

در صنعت زیبایی ، Glossier شاید مشهورترین نمونه از اثربخشی یک زنجیره تأمین پیچیده دیجیتالی باشد-اگرچه در ابتدا به نظر می رسید که این تصادف اتفاق افتاده است. نام تجاری لوازم آرایشی در پشت وبلاگ زیبایی موفق راه اندازی شد ، به براق، توسط امیلی ویس در سال 2010 ایجاد شد. وبلاگ قبلاً در حال انتشار بود 1.5 میلیون بازدیدهای منحصر به فرد در ماه تا زمانی که ویس شروع به فروش محصولات از طریق Glossier کرد. و مارک بود به ارزش 1.2 میلیارد دلار است در سال 2019. Glossier به ریشه های محتوای دیجیتالی خود نزدیک شده است و رابطه بین نام تجاری خرده فروشی و وبلاگ (همراه با جعبه ابزار رو به رشد سایر ابزارهای دیجیتالی ، از جمله جامعه آنلاین فعال و فعال) نیروی محرکه موفقیت آن است.

مارک های دیگر از موسسان یا همکاران مشهور برای استفاده از مخاطبان آن افراد استفاده کرده اند. مارک طبیعی نوزاد و زیبایی جسیکا آلبا شرکت صادقانه برای جلب توجه به خط تولید گسترده خود ، از شخصیت مشهور سود برد و در اولین سال تجارت خود 10 میلیون دلار درآمد کسب کرد. کایلی جنر قبلاً یک برند رسانه ای بود به حق خودش قبل از اینکه شرکت زیبایی خود ، Kylie Cosmetics را راه اندازی کند-و چهره خودش به همراه 254 میلیون نفر او ابزار نهایی بازاریابی محصولات این مارک شد. نمایش مشخصات عمومی ذیل.

اما قدرت زنجیره تامین در این است که افراد مشهور را غیر ضروری می کند. داشتن سفیر با نام بزرگ امتیاز خوبی است ، اما ضروری نیست. هنگامی که یک برند خرده فروشی به عنوان یک نهاد رسانه ای وارد بازار می شود ، دامنه و تأثیر آن به طور تصاعدی افزایش می یابد-و این حتی در سال 2021 بیشتر از قبل از همه گیری صادق است ، زیرا همانطور که در یک مورد برجسته شده است گزارش جدید توسط Deloitte ، مردم اکنون بیشتر به رسانه های دیجیتال به عنوان منبع سرگرمی ، اطلاعات و ارتباطات وابسته هستند. البته ، مصرف بیشتر افراد به صورت آنلاین به این معنی است که رقابت برای خوانندگان/بینندگان/شنوندگان بیشتر است ، بنابراین برندها باید از نظر نوع محتوایی که تولید می کنند ، جذابیت محتوای مذکور و تاثیری که در مدت زمان کوتاهی بر مخاطبان می گذارد.

گزارش Deloitte نشان داد که تماشای تلویزیون و فیلم در خانه به طور کلی شکل مورد علاقه استفاده از رسانه ها است ، به طوری که 57 درصد از پاسخ دهندگان نظرسنجی آن را در سه گروه برتر خود قرار داده اند. این می تواند مارک های خرده فروشی بیشتری را مجبور کند تا با ورود به تولید تلویزیون ، زنجیره تأمین دیجیتال خود را بیشتر کنند-مانند L'Oréal ، که دارای مجموعه تلویزیونی هفت قسمتی خود است. Le Hair Show را اجرا کنیدبه اما برای نسل Z به نظر می رسد تلویزیون اهمیت کمتری دارد. فقط 10 درصد از Gen Z تلویزیون یا فیلم های خانگی را در سه نوع سرگرمی برتر خود قرار داده اند و ترجیح می دهند بازی های ویدئویی (26 درصد) ، گوش دادن به موسیقی (14 درصد) یا مشارکت در بسترهای اجتماعی (12 درصد) را ترجیح دهند. بنابراین برندهایی که می خواهند توجه جنرال Z را به خود جلب کنند-یک گروه مصرف کننده که به طور فزاینده ای از اهمیت بالایی برخوردار است ، زیرا از نظر ظرفیت کسب درآمد و پتانسیل خرید خود را به خود اختصاص می دهند-بهتر است اقدامات رسانه ای جدید ، خلاقانه و چند وجهی را در نظر بگیرند.

ناگفته نماند که تیم های بازاریابی هنوز باید انگشت خود را در تمام جنبه های استراتژی کلی خود داشته باشند و تاکتیک های اصلی مانند سفر مصرف کننده و تولید سرب همچنان مهم است. اما تغییر پارادایمی در نحوه تعامل مصرف کنندگان با شرکت ها وجود دارد. به طور فزاینده ای ، مارک ها باید راه هایی برای تعامل با مصرف کنندگان پیدا کنند که به نظر تبلیغاتی نمی رسد. بازاریابی همیشه در مورد روابط بوده است ، اما ما در یک لحظه مهم در نحوه عملکرد این روابط قرار داریم. و برندها باید مایل به درک مشتریان خود ، برقراری ارتباط با آنها ، آموزش آنها و سرگرمی آنها باشند. یک برند آینده می تواند بقای خود را تضمین کرده و موفقیت خود را با تفکر مانند یک شرکت رسانه ای تقویت کند-زیرا رسانه های با ارزش بالا روابط بلندمدت و با ارزش ایجاد می کنند.